خواجه نصير الدين الطوسي
216
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
كنند ، و آلات كه كفشير « 1 » قلعى كنند و غير آن هم به مس « 2 » كنند ، بدان سبب كه ( هيچ ) جرم ، حرارت از وى زودتر قبول نكند ، و ديرتر از آن رها نكند « 3 » . و از مس بوقت گداختن صفايحى برخيزد كه آن را توبال « 4 » 64 خوانند . و آن از جمله ادويه است ، و ( لطيف است ) . ( و ) خاصّيّت او آنست كه در رنگ دادن به كار آيد . و درو فوائد بسيار است . و از مس بداروهاء تيز طاليقون سازند . ( و ) جراحتى كه به او كنند بهتر نشود . و موئى « 5 » كه بمنقاش طاليقون بركنند ديگر ( بار ) برنيايد . « خاصّيّت او آنست كه « 6 » در مرهمها كنند « 7 » ( مس را به سركه تر كنند و در مواضع نمگن « 8 » نهند تا زنگ برآرد . و زنجار شود ، و ) جراحت كهنه را « 9 » بصلاح آرد . و علّت ناسور و بواسير را نافع بود . و اگر آينه كنند از مس و صاحب علّت لقوه ، در خانهاى كه نور آفتاب درو افتد در آن مىنگرد « 10 » ، شفا يابد . و اگر مس سوخته را مصوّل كنند . و ناشتا بكام كسى در كنند قى آرد « 11 » . و تو بال مس دندان را جلا دهد . « در كوه الموت يك پاره مس يافتهاند به سنگ پنج من قبان ، و اين از جملهء نوادر است . » « 12 »
--> ( 1 ) - ع : لفشير ( 2 ) - ع : مس ( 3 ) - ع : كند ( 4 ) - ع : تربال ( 5 ) - ع : و موى ( 6 ) - فقط در - ع - است ( 7 ) - ب : و در مرهمها افتد ( 8 ) - م : ممكن ( 9 ) - ( را ) در - م - نيست ( 10 ) - ع : افتد در آنجا مىنگرد ( 11 ) - م : قى آردش ( 12 ) - در - م ، ج ، ن - نيست .